چشمانت خیانت کارند......

دوستان این اثر سپینوده دعوتنامه ها اشتباهی نوشتن چون کپی پیست بودن و دوتایی فرستادیمشون اینجوری شدن.خجالت

       

یه وقتایی بغض تا سر حد مرگ پاشو میذاره رو گلوت و میخواد خفت کنه.اما چشمات تورو همراهی نمیکنن . تو سخت ترین لحظه هایی که بهشون نیاز داری و التماسشون میکنی تنهات میذارن.هیچ احساسی ندارن و بدتر باعث ازارت میشن.

اما یه وقتایی که باید ابرو داری کنن و جلوی خودشونو بگیرن,با بی رحمی تمام غرورتو میشکنن و دوباره باعث رنجش تومیشن.

دلت بدتر زخم میخوره و احساس میکنی زندگی برات سخته.دیگه امیدی نداری تو این دنیا به هرکسی که اعتماد کردی بهت خیانت کرده و از پشت بهت خنجر زده.

همین چشمات . همین چشمات خودش کلی مقصره.همین چشمات باعث تمام اعتماد هاییه که ازشون شکست خوردی .

حتی چشمات هم کلی اعتمادتو شکستن . مگه نه؟

از هر کسی هم که میپرسی چرا ؟ بهت میگه خب این قانون طبیعته! اره

طبیعت میگه:همیشه همه چیز باید برعکس باشه . همیشه همه چیز باید وقتی اتفاق بیافته که انتظارشو نداری !

همین الان یه کم به گذشتت فکر کن . فکرکن .خودت میفهمی.

نمیتونم بنویسم که انتظارشو نداشتی که شکست بخوری چون شاید یکی خیلی هم خوشبخته و هنوز شکستی رو احساس نکرده باشه.

نمیتونم بگم  انتظارشو نداشتی که انقدر خوشبخت شی چون بازم ممکنه یکی بدجور شکسته باشه.

فقط میتونم بگم که طبیعت میگه:

همیشه یکی باید باشه که خیانت کنه , یکی دیگم باید باشه تا بهش خیانت شه ,

یکی هم باید باشه تا اعتماد کنه و یکی هم باید باشه تا بشکنه

یعنی همیشه یکی باید به دیگری اعتماد کنه تا اون دیگری اعتماد اون یکی رو بشکنه و خردش کنه.

یادت باشه اینا قوانین طبیعتن

اگر برات اینجور اتفاقایی افتاد یا افتاده فکر نکن که بد بختی!ناراحت نشو و لعنت به خودت و بختت و مخصوصا این طبیعت نفرست.

همیشه باید به بهترین حالت فکر کنی چون زندگی ادامه داره و حتی اگر تو هم نباشی و خودتو ازش محروم کنی اون به احترام تو نمی ایسته. تو ببخشش یه کم گستاخه ولی حالا که اون گستاخه تو محبت کن. و فقط به خاطر خودت.

همیشه به بهترین حالت فکر کن ...

فکر کن قانون مندی و داری قانونی زندگی میکنی.......

نویسنده: سپینود یعنی خودم

/ 126 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه

سلام ناناز.............. منتظرتم اپ کردم.............فعلا بای بای[گل]

Negin

*´¨) ¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨) .;"(¸.•´ (¸.•` (`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´) «`'•.¸.¤ ، آپیدمــــــــــــــــــــــــ¤.¸.•'´» .:"(¸.•´ (¸.•` (¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸) `'•.¸`'•.¸) ¸.•´ ( `•.¸ `•.¸ ) ¸.•)´ (.•´ `•.¸ `•.¸ ) ¸.•)´ (.•´ *´¨) ¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨) .;"(¸.•´ (¸.•` (`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´) «`'•.¸.¤ ، آپیدمــــــــــــــــــــــــ ¤.¸.•'´» .:"(¸.•´ (¸.•` (¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸) `'•.¸`'•.¸) ¸.•´ ( `•.¸ `•.¸ ) ¸.•)´ (.•´ سیلام آجی می دونم قرار نبود آپ کنم،ولی...[نگران] منتظر حضور گرمت هستم[گل]

داداشي

بعد از گذشت ِاین همه سال عاشقم هنوز هر چند اگر نمانده مجال عاشقم هنوز در آرزوی بوسه ای از آن لبم، ببین! با این همه امید محال عاشقم هنوز

محمدصادق

سلام. وقتی بابات میگه به چایی دست نزن دستت اوف میشه همینه دیگه. [چشمک][گل]

عمو مرسی

با سلام بالاخره پس از مدتی دوباره آپ شدیم و منتظر نگاه های گرمتون هستیم تا منت بگذارید و و این راه دراز رو تا وبمون بیاین خیلی خوشحال میشم نظراتتون رو هم بدونم ممنون[لبخند][گل]

مهشید

سلام دوست گلم وب خیلی جالبی داری خوشحال میشم به منم سر بزنی اگه دوست داشتی منو با اسم بیا تو ضررنمیکنی لینک کن http://bia2-zarar-nemikoni.blogfa.com/ اینم آدرسمه بعدش بهم بگو با چه اسمی لینکت کنم بای

همايون

سلام دوستم عجب نوشته عميقي است ميدوني ... وقتي پروفايلت را خواندم و ديدم چه سني داري انتظار اين نوع نوشته هاي سنگين را نداشتم... خيلي جالب بود موفق باشيد [لبخند][گل][گل][گل][گل][گل]

مینا

جمله‌ی آخری جمله‌ی قشنگیه[لبخند] من که عادت کردم به این فکر که هر اتفای که برام می‌افته بهترین حالته