تولدت مبارک

امروز 1/3/1393

در ششمین هفته از شانزده سالگی ام اصلا احساس خوبی ندارم . 

امروز تولد عشق زندگی من است ! در واقع تمام زندگی من ! اما من احساس خوبی ندارم . احساس بیوه زنی را دارم که همسرش . همسر دوست داشتنی اش مرده است و با اینکه مدت هاست که از این واقعه میگذرد اما هنوز برایش به تازگی روز اول میماند . 

این غم بزرگ در این سن کم در شانزده سالگی ام در سینه ی من چه میکند ؟ 

قریب به 3 ماه و نیم است که هیچ خبری از زندگی من که نیست هیچ خبری از زندگانی نیز در وجود من یافت نمیشود . 

همانند ان بیوه زن هستم . 

ارسلان من نیز . زندگی من نیز گویی به ابدیت یوسته ! 

نه حالی از من میرسد و نه تبریکم را برای زادروزش میبذیرد . کاش نداند وقتی که نیست تمامی دنیا مرا می ازارد اخر قول داده بود که هرکه اذیتم کرد را بزند . 

قول داده بود تنهایم نگذارد ... حال گذاشته است . 

دلم برای عطر بودنش .اثرات وجودش و طبش قلبش و آغوشی که هیچگاه نچشیدم بسی تنگ است ! 

بسی تنگ است ! 

زندگی من ! 

ارسلان من ! 

هرکجا هستی و با هرکسی که هستی . افقی یا عمودی برایت ارزوی یک زندگی شیرین خلاف مال من و دلبری شیرین لعل نه همچو من که دلت را میزند و سراسر شادی و خرسندی ارزو دارم ! 

تولدت مبارک ! 

/ 5 نظر / 43 بازدید
pooya

اسپید کجایی تو؟

دخترباران

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد خواهان کسی باش که خواهان تو باشد... وقتی نوشته هاتو خودنم ناخودآگاه یاد این شعر افتادم... برات آرزوی آرامش دارم دختر خوب... [گل][گل][گل][گل]

pooya

کوفت فیس چرا نمیای؟

عرفان

سلام دوست عزیز با دکلمه جدید آپم و منتظر حضورت

عرفان

عجب صبری خدا دارد...(!) اگر من جای او بودم ،... برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ، هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ، آواره و دیوانه می کردم ... عجب صبری خدا دارد...(!)