........

ای مـــــــــرد
زن اگر شیـــــطنت نکند
اگر بـــــــــرای گریه، دلتنگی،
خستگی به آغوشـــــــت پناه نیاورد
اگر تمام حرفهایش را برای تو نــــــگوید
اگر حسادتش را از روی بزرگی عشـــــــقش نبینی..
اگر صدایـــــش دلت را نلرزاند
که زن نیــــــــست
زن سراسر ناز اســــــــت و نیــــاز
و تو مـــرد تو اســـــطوره زندگی زنی
پس مرد بـــــــــاش نه نامــــــرد....
/ 1 نظر / 8 بازدید
سید علیرضارئیسی گرگانی

سلام و عرض ادب دارم خدمت سپینود گرامی ******** تا بودم کسی بامن نخندید..... با اشکهایم گریستن را ، پیشکش وقتی رفتم اما ، گوری نخواهم داشت تا برآن ، دمی بخندی شاید دلم شاد گردد یا به دمی اشکی بریزی مبادا افسرده ی ،دردهایت گردم جسمم را به آتشها ، خواهم سپرد به پاس دلی که عمری در خرمن آتشها سوران آتش نامردمی بود و خاکسترم را به دریا خواهم سپرد که عمری ، آسمانش قظره قطره ، دریا ، دریا بامن گریست ... ...اما .... اگر روزی بر قایقی نشسته دست بر آب کشیدی بیاد بیآورد هرگز دستهایت اشکی را از گونه هایم پاک نکرد !!! این سروده از خانم فرزانه شیدا میباشد /اُسلو - نروژ ************ ارادتمند رئیسی گرگانی