SEPINOOD

دست نوشته های یک بیمار مبتلا به مرگ مغزی

انتظار ...
ساعت ٥:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱  کلمات کلیدی: عشق ، ارزوها ، تنهایی

منتظرم تا بیای و سر رو شونه هات بذارم .... 


تنهایی
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۱  کلمات کلیدی: تنهایی

شبها وقتی می خوای بخوابی


 میبینی کسی رو نداری که بهت فکر کنه


! اینجاست که میفهمی برخلاف شلوغیه درونت


، چقدر تنهایی ... **

 


تنهایی
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٠  کلمات کلیدی: عشق ، تنهایی

ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی !

غذایت را سرد می خوری !

ناهارها را نصفه شب ، صبحانه را شام !

لباسهایت دیگر به تو نمی آیند، همه را قیچی می زنی !

ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی !

شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد !

تنهایی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست

، روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد...