SEPINOOD

دست نوشته های یک بیمار مبتلا به مرگ مغزی

تولدت مبارک...
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۱٧  کلمات کلیدی: عشق ، قلب ، امیدوارم ، نظرات

سلام به همهههههههههه !

ببخشید اقاییمون نمیاد نت وقت ندارن ایشون میرن سرکار و اینور اونور بله به ابن صورت  منم حال و حوصله نتو نداشتم تقصیر من نیست !! برید سر خودش غر بزنید!

خب مگه چیه؟اااا خب اااا!؟؟!!

همه به این بلا دچار میشن خب ااااااا!!! دله گیر میکنه !!!

اصلا بریم سر اپ ایییییییییییش!!

http://mahsae-ali.blogfa.com

کوچه عشق عزیز :

تولدت مبارک

یادت باشه که تو بودی که من الان اینجام

این تو بودی که تو همه ی لحظات سختم کنارم بودی و از این به بعدم هستیSmiley

که برام یه کاغذ بودی واسه ی همه ی خط خطیام

که با اینکه تولدتو فراموش کردم اما 1 بارم ارور ندادی

که همش بودی پاتوق من

که شدی 1 محل که میدونستم توش ارامش و شادی  خواهم داشت

که بعد 1 جریان تموم شده ی تلخ با یه دل خسته

باعث تغییر همه چی شدی

هیچکی تورو ندید

همه گفتن چه نویسنده ای

اما همش تو بودی و به خاطر تو بود

تو بودی که من الان دیگه شبا راحت میخوابمخمیازه

که خوابای خوش میبینم رو ابرا

هیچوقت حس نکردم که مجازی ای

همیشه حقیقت بودی

تو کل شبای سخت و تاریک و بی ستاره  تو شادیا

کنارم بودی و منو دوستامو بهم پیوند زدی

اگه تو نبودی الان اونم کنارم نبودSmiley

خیلی وقت بود که ولت کرده بودم اصلا یادم رفته بودت

اما قول میدم که همه چی مث اولش درست شه

چون منم دیگه الان تنها نیستم

با تو من به جاهایی تو زندگیم رسیدم که فکر نمیکردم

 با اینکه پشیمونم که بهش گفتم

از حسم

اما بازم خوشحالم

کوچه عشق . عزیزم تولدت مبارک!!!


پاسخ به نظرات شما و یک پست
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۳٠  کلمات کلیدی: خدا ، متاسفانه ، ارزوها ، امیدوارم

 

خب دوستای گلم کلی از دست شما شوک شدم ولی ولش.

امروز 30 شهریور بود و من امروز هم با ترم زبانم خداحافظی کردم تا ترم جدیدی رو شروع کنم و هم دارم برای خدا حافظی از تابستون خودمو اماده میکنم.

امسال تابستون عالی بود بهتون تبریک میگم و به کسایی که مدرسرو دوست ندارن تسلیت

من به شخصه مدرسرو دوست دارم دلمم واقعا واسه ازار و اذیت ها  نقشه های شرارت امیزی که میکشیدیم تنگ شده و خدارو شکر داره شروع میشه.منم دارم ثانیه شماری میکنم

بچه درس خون هم بودم ولی شرو شیطووووووووون

و حالا یک پست ویژه که از چشمه ی خودم قل زده نظرتونو بگیداااااااا

http://mahsae-ali.blogfa.com

مسئله همین گاهی وقت هاست

یه وقتایی خوبه که بعضی چیزارو برای یه مدت کوتاه فراموش کنیم.

سختی هارو,تلخی هارو

ولی نباید چیزهای شیرین رو فراموش کرد باید بهشون فکر کرد و به یادشون اورد

یه وقتایی خوبه که یه چیزایی رو برای همیشه دور ریخت و پاک کرد

تلخی هارو سختی هارو

حتی بعضی از چیز های خوب که یاد اور چیز های بد هستن و خودشون به خاطرات بد تبدیل میشن

یه وقتایی خیلی خوبه که اصلا به هیچ چیز فکر نکرد

چه خوب , چه بد!

این یعنی ارامش

یعنی سقوط ازاد

انگار داری با سرعت به سمت پایین سقوط میکنی ولی هیچ وقت به زمین نمیرسی

ولی باید در حد خودت سقوط ازاد داشته باشی

نه مثل بعضی ها که یهو همه چیزو فراموش میکنن .

خودشونو گم میکنن

یادشون میره که کی بودن و از کجا به اینجاها رسیدن

حتی با ایمان ترینشون خدایاقربونت برم چرا ما ادما اینجوری هستیم؟

چرا فکر میکنیم از همه بالا تریم؟

در حالی که تو از همه بالا تری و داری نگاهمون میکنی

ولی ما این چیزارو نمیفهمن؟

اه

خیلی ها حتی دیگه تورو نمیشناسن یادشون رفته خدا خدا میکردن واسه کوچکترین چیز ها تو کودکیشون

حتی شاید هنوز خدا خدا میکنن ولی نمیدونن خدا کیه و یعنی چی و کجاست؟

دلاشون مثل یه سنگ شده سنگ

شدن یه ادم بی رحم

می خوان واسه بقیه بت باشن تا دیگران اونارو بپرستن. لا اله الا الله.ادم کفرش میگیره از این همه......

نمیدونن که نمیشه با مادیات دل,عشق,علاقه و محبت خرید.

چرا میشه ادم رو خرید ولی احساس و جونشو نه.

میشه دارو خرید ولی سلامتی نه

میشه لباس و جایگاه و مقام خرید ولی ارزش و احترام رو نه

میشه ساعت خرید ولی زمان هارو نه

حتی میشه عصا خرید ولی...

جوونی رو نه روزهای خوش رو نه توانایی رو نه...

گاهی وقتا خیلی خوبه حسود باشیم  نه حسادت بیمارگونهبه دارایی دیگران نه

حسادت سالم به دارایی های خودمون که دیگران میخوانشون و به ما حسادت میکنن.

خوبه یه وقتایی خود خواه باشیم نه اینکه همه چیزهارو واسه خودمون بخوایم نه

که شادی و سلامتی و عشق رو زیادی برای خودمون بخوایم به شرطی که از یکی دیگه نگیریمش

یه وقتایی خوبه که بیمار بود تا به فکرمون باشن

گاهی خوبه کم بود تا بیشتر احساس شیم

و اما خوبه یه مدت کم  نباشیم تا دلتنگمون بشن و قدرمونو بدونن

و گاهی خیلی خوبه که حسرت چیزی رو بخوریم تا وقتی به دست اوردیمش خوب قدرشو بدونیم.

ولی همیشه باید امیدوار و صادق بود

همیشه باید محتاط و بی ریا بود

باید طرف حق رو گرفت و راز دار بود

خونسرد و مهربون و با محبت بود و خوشرو

اما نباید بی جنبه بود

نباید بی رنگ و نقش بود تا ازمون خسته بشن و ازمون فاصله بگیرن

نباید دل ها رو شکست و بی تو جه بهشون رفت

نباید دو رو بود خیانت کار بودو اصلا نباید بی اعتنا بود

بی خدا و بی توکل هم که اصلانباید بود

باید تا میشه اشک هارو پاک کنیم این افتخاره

و ....

و گاهی لازمه و باید به جای اینکه محیط و ادمای اطرافمونو بتکونیم

فکر و دل و احساساتمونو بتکونیم تا گرد و غبارش بریزه و پاک بشه و دکوراسیونشو تغییر بدیم تا جدید و تازه بشه و تنوع داشته باشه و خودمونوجای بقیه بذاریم تا قبل از شکستن دلای نازک و شیشه ای همه چیز درست بشه و اشک ها پاک بشه.

این مهارت زندگیست!

هدف

هدفم از نوشتن این پست این بود که همیشه می دیدم ادمارو که به همه چیز به خصوص ارزو هاشون فکر میکنن و عغده ای تر میشن و بیشتر دردسر درست میکنن و سراغشون میاد ولی هیچ وقت به این چیزا که باید بهشون فکر کنن فکر نمیکنن.