SEPINOOD

دست نوشته های یک بیمار مبتلا به مرگ مغزی

ماهتون عسل
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۳٠  کلمات کلیدی: خدا ، قلب ، عشق

دیشب یه برنامه ی قشنگ از ماه عسل رو دیدیم که احسان علیخانی داره بهش روح میده امسال مثل اینکه میخواد تلافی پارسالو دراره و بگه که این ماهه منه این ماله منه برنامه ی منه و داره موفق میشه 

خدایا

سلام...

یادم میاد یک سال پیش همین موقع ها

همین ثانیه ها

و همین لحظه ها

یادم می آید به تو گفتم که بد جور دلم برای این حال و هوا تنگ شده بود...

یادم می آید سرسجاده نمازم

هنگامی که دست هایم به سویت دراز شده بود

به تو گفتم

حالم را خوب کن... از همان احسن الحال ها میخواستم و چه قدر زود جواب خواسته ام را دادی

و در شب سیاهم ماهی را قرار دادی که با نورش زندگی ام را عوض کرد

ماهی که شیرینی اش زیاد بود

مثل عسل...

و نمیدانم چه شد که ماه‌ام رفت...میخواست پشت سرش را نگاه کند اما نگذاشتند

ازتو خواستم که به من او را برگردانی و تو گفتی که صلاحت نیست

و من چه میتوانستم بگویم؟؟؟

امسال میخواهم بزرگ شوم... میخواهم قد بکشم... و روزه سکوت در پیش بگیرم در برابر

تاریکی شب هایم...

محسن چاووشی عزیز راست میگفت

ماه‌ات آنقدر شیرین است که تلخ ترین چیز ها هم در شیرینی اش خللی ایجاد نمیکنند

اما نمیدانم چه کنم با شب هایی که تاریک است... نمیدانم چه بکنم با کله ای که تهی است از هر چیز...

دیشب پیام دهکردی رو داشتیم با شعر بسیار زیباش

 
بگذار بیاید...
بگذار بیاید، از در ، دیوار، کنج و کلید، از هر طرف که می خواهد
درد، درد است
دلخوش مکن به وارونه خواندنش.
تنها تویی و تنهاییت،
تویی و بارانِ پشت ِ پنجره
دوربین را بچرخان،
کلید را لمس کن
حرکت...
زندگی آغاز می شود دیگر بار
در شکوه ِ چشمانت،
وجودِ پر مهرت ،
و دست های تو،
برای گشودن ِ درهایِ دردناک ِ جهان،
کافی است.
باور کن ...
چونان همیشه،
خدا را، صبورانه باور کن..‬

و امشب هم اوج تاثیر رو توی برنامه داشتیم هدیه ی کودکی از طرف علیخانی به پدرو مادری که بچه دار نمیشدند و پس از 2 سال بزرگ کردن فرزندی معلول و مرگ ان صاحب فرزندی دوباره شدند

البته عکسشون نیست

 

ماهتون عسل .....