SEPINOOD

دست نوشته های یک بیمار مبتلا به مرگ مغزی

سخت است
ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۳۱  کلمات کلیدی:

گاهی سخت می شود …


دوستش داری و نمی داند


دوستش داری و نمی خواهد


دوستش داری و نمی آید


دوستش داری و سهم تو از بودنش


فقط تصویری است رویایی در سرزمین خیالت


سهم تو


از این همه ، تنهایی است

w7xeo4navxcnh6xzu2e.jpg

به سلامتیش
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٦  کلمات کلیدی: عشق

به سلامتی پسری که Drunk on Champagne Smiley

ﺩﺭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺧﺘﺮﻱ ﮐﻪ ﻣﻴﮕﻪ ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ Luv Ya Smiley

نمیگه  ﻣﻨﻢ ﻫﻤﻴﻨﻄﻮﺭ !!!Surprised Smiley

میگه ﮐﺠﺎﻳﻲ ﻋﺸﻘﻢ؟ ﺍﻭﻣﺪﻡ Rastafari Smiley

ﺷﻤﺎ ﭘﺴﺮﺍ ﭘﺲ ﮐﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﺪ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰﺍ ﺭﻭ ﯾﺎﺩ ﺑﮕﯿﺮﯾدAngry Woman with Rolling Pin Smiley

یا اصا
ﺳﻼﻣﺘﻲ پسری ........
Smiley Bartender Shaking a Martini

ﻛﻪ ﻭﻗﺗﻲ ﺑهش میگی "ﺣﻮﺻﻠﻢ ﺳﺮ ﺭﻓﺘﻪ " Sighing Smiley

میگه "ﺣﺎضــــــر ﺷﺪﻱCool Shades Smiley ﺧﺒﺮﻡ ﻛﻦ Cool Shades Smiley".......!Star Plucking Smiley

ینی عااااااشقشم Pink Glasses Smiley
مرد رویاهامه اصن Dreamy Eyes Smiley


بعله دیگه ...
ساعت ٦:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢٢  کلمات کلیدی: عشق

ﻧــــﺎﻡ = ادمـیــــــن


ﻣــــــﺦ = ﺗﻌــﻄﯿﻞ


ﺟــــــﯿﺐ = ﮔﯿﺮﯾﻢ ﭘﺮ اﺯ ﭘﻮﻝ


ﺍﻋﺼـــﺎﺏ = ﺧـــﺮﺍﺏ


ﺍﻣﯿﺪ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ = ﺟﺎﻧﻢ ؟


ﺩﻝ = ﺗﻨـــﮓ


ﻏﻢ = ﺯﯾﺎﺩ


ﺷﺎﺩﯼ = ﮐﻢ


ﻣﺤﺒﺖ = ﺭﻓــﺖ


ﻋﺸﻖ = ﻣُـــﺮﺩ


ﻋﺎﺷﻖ = ﻫﺴﺖ


ﺭﻓﯿﻖ = ﮐﺠــﺎﺳﺖ


ﺍﻧﺴﺎﻧﯿﺖ = ﺗﻤـــﺎﻡ ﺷﺪ


ﺭﻓﺎﻗﺖ = ﯾــــﺦ


ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ = ﺗﺎ ﺩﻟــــﺖ ﺑﺨﻮﺍﺩ


_ ﻭﻟــــﯽ همیشه دوستتون داریم...

 


تنهایی
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢۱  کلمات کلیدی: تنهایی

شبها وقتی می خوای بخوابی


 میبینی کسی رو نداری که بهت فکر کنه


! اینجاست که میفهمی برخلاف شلوغیه درونت


، چقدر تنهایی ... **

 


اوخی
ساعت ۸:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٩  کلمات کلیدی:

یکی از دیالوگ های خیلی زیبا بین فامیل دور و آقای مجری در برنامه نوروزی کلاه قرمزی

:



آقای مجری: واسه چی در ُ باز گذاشتی؟
فامیل دور: واسه بهار.

از در بسته دزد رد می‌شه ولی از در باز رد نمی‌شه.

وقتی یه در ُ باز بذاری که دزد نمیاد توش. فکر می‌کنه یکی هست که در ُباز گذاشتی دیگه.

ولی وقتی در بسته باشه، فکر می‌کنه کسی نیست ُ یه عالمه چیز خوب اون ‌تو هست ُ می‌ره

سراغشون دیگه.

در باز ُ کسی نمی‌زنه

. ولی در بسته رو همه می‌زنند.

خود شما به خاطر این‌که بدونی توی این پسته دربسته چیه، می‌شکنیدش.

شکسته می‌شه اون در.

دل آدم هم مثل همین پسته می‌مونه. یه سری از دل‌ها درشون بازه. می‌فهمی تو دلش چیه.

ولی یه سری از دل‌ها هست که درش بسته ‌اس.

این‌قدر بسته نگهش می‌دارند که بالاخره یه روز مجبور می‌شند بشکنند و همه‌چی خراب می‌شه.


آقای مجری: در دل آدم چه‌جوری باز می‌شه؟


فامیل دور: در دل آدم با درد دله که باز می‌شه

 


من یه استقلالیم
ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٥  کلمات کلیدی: استقلال

 خون تا ابد سرخ خواهد ماند ،  البته درون رگهای آبی !

 

الا یا ایها الساقی


نعم آبی و لاقرمز


که پیروز میشود آبی در این دربی


ولی قرمز تو در خوابی

 

این مایه سرور و خوشبختیست که فلک از رنگ قرمز خالیست

تلاءلو آسمان را می بینی؟ گویند که خدا هم استقلالیست!



یه ادم ایده ال
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٤  کلمات کلیدی: عشق

 یه پسر ایده آل باید خوشتیپ باشه،


ادکلنش تلخ باشه،

قدش بلند باشه جوری که واسه بوسیدنش واجب باشه رو پنجه هات وایسی،

باید وقتی حسودی میکنی بغلت کنه و بگه من فقط مال توام دیوونه،

باید موقع خرید کردن چشمش دنبال نگاه تو باشه که بفهمه از چی خوشت اومده،

باید وقتی خودتو لوس میکنی قندتودلش آب بشه و ببوستت،

وقتی دستاشو میگیری چند لحظه یه بار دستاتو فشار بده که بفهمی حواسش بهت
هست،

یه پسر ایده آل در جواب دوست دارم نمیگه منم همینطور،میگه من عاشقتم،

یه پسر ایده آل باید بغلش بوی آرامش بده،نه هوس،

وقتی میبینتت اول لپتو میبوسه و سرتو روی سینش میذاره،

یه پسر ایده آل با تمام وجود دوست داره،،،

یه پسر ایده آل باید مرد باشه...

به سلامتیه تمام پسرای ایده آل

 


روحانی متچکریم واخعا
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱۳  کلمات کلیدی:

خنثی

من دیگه عارزویی ندارم


پدرررررررررررر؟
ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٢  کلمات کلیدی:

بچه های این دوره و زمونرو تورو خدا

بابا ها هم باباهای قدیم

 

 


تنهایی
ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۱٠  کلمات کلیدی: عشق ، تنهایی

ساعتها زیر دوش به کاشی های حمام خیره می شوی !

غذایت را سرد می خوری !

ناهارها را نصفه شب ، صبحانه را شام !

لباسهایت دیگر به تو نمی آیند، همه را قیچی می زنی !

ساعتها به یک آهنگ تکراری گوش می کنی و هیچ وقت آهنگ را حفظ نمی شوی !

شبها علامت سوالهای فکرت را می شمری تا خوابت ببرد !

تنهایی از تو آدمی میسازد که دیگر شبیه آدم نیست

، روزهای من اینگونه و شبهایم اصلاً نمیگذرد...


اصن ...
ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/۸  کلمات کلیدی: عشق

ﺍﺻـــﻦ ﺩﺧـﺘـﺮﯼ ﮐـﻪ ﺑـﭽـﻪ ﮔـﻮﻧـﻪ ﺣـﺮﻑ ﻧـﺰﻧـﻪ !


ﻧـﺎﺯ ﻧـﮑـﻨـﻪ !


ﻗـﻬـﺮ ﻧـﮑـﻨـﻪ !


ﻫﻬﻬﻬﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯿﯽ ﻧـﮕـﻪ ﻣـﻦ ﭘـﺎﺳـﺘـﯿـﻞ ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻡ !


ﺑـﺴـﺘـﻨـﯽ ﻣـﯽ ﺧـﻮﺍﻡ !

ﺍﺳـﻤـﺎﺭﺗـﯿـﺲ

ﺷـﯿـﺮﯾـﻨـﯽ

ﺷـﮑـﻠـﺎﺕ ..

ﮔـﺮﯾـﻪ ﻧـﮑـﻨـﻪ !


ﺩﻡ ﺑـﻪ ﺩﯾـﻘـﻪ ﺍﺱ ﻧـﺪﻩ !


ﻟــﭙــﺖُ ﻧـﮕـﯿـﺮﻩ ﺑـﮑـﺸـﻪ ﺗـﺎ ﮐـﻨـﺪﻩ ﺷــﻪ !


ﻫــﺮ ﭼــﯽ ﺑـﻬـﺶ ﺑـﮕـﯽ ﻫـﯽ ﻧـﮕـﻪ ﻧﯿﯿﯿﯿﯿﺧــﻮﺍﺍﺍﻡ


ﻏــﺮ ﻧــﺰﻧــﻪ !


ﺍﺻﻨﻨﻨﻨﻨﻨﻨﻦ ﺩﺧــﺘــﺮ ﻧـﯿـﺲ ﮐـﻪ ﻣـﺎﻣـﺎﻥ ﺑــﺰﺭﮔـــﻪ !!!!

نیشخند

 


من بد بخت
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٦  کلمات کلیدی:


ملت عکساشون دو نفره ست...

خاطره هاشون دونفره ست.....

تختاشون دو نفرست.....

مسافرتاشون دو نفرست!!!!!!!!!!!!!!!

من بدبخت کامپیوترم دو نفرست

با بابای پسر خاله ی بابای بابام ک میشه بابابزرگ خودم ینی بابای اون شخصی که پسرش پسر خاله ی بابامه....

اصن بیخی خلاصه با همون شریکم

ی همچین آدم بدبختیم من


قلبم
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٤  کلمات کلیدی: قلب ، عشق

" قلبم را که سکته کرده است 

روی طاقچه می گذارم

 درهایش را می بندم و به آن نگاه می کنم

 خاطرات تو عبور می کنند ، قلبم گاهی سرخ میشود . . .

 گاهی سیاه . . .

 تا    تهی شدنش از خاطرات ، درها بسته می مانند

 و جایش بر روی همان طاقچه است

 کنار کبوترهایت و فرشته هایم

 با دو شمع روشن

 و ساعتی که مدتهاست آب شده است . . . "

     " مهراوه شریفی نیا "


فقط کاش
ساعت ۸:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٢  کلمات کلیدی: قلب ، عشق ، ارزوها ، چشمانت

کـــاش بـــودی...
خـوب بـه چـشـمـهـایـت نـگـاه مـیـکـردم...

از نـزدیـک!

دسـتـانـت را مــیـگـرفـتـم!

آنـقـدر نـزدیـکـم بـودی کـه گـرمای نـفـس هـایـت را حـــس مـیـکـردم!

خــوب عـطـرت را بـــو مـیـکـشـیـدم!

مـوقـع بـوسـیـدنت از تـه دل مـیـبـوسـیـدمـت...

از تـه دل مـیـبـوسـیـدمـت...

از تـه دل لـمـسـت مـیـکـردم!

از تـه دل نـگـاهـت مـیـکـردم...

از تـه دل صـدایـت مـیـکـردم!

از تـمـام لـحـظات بـا هـم بـودن نـهـایـت اسـتـفـاده را مـیـکـردم!

کـــاش بـــودی...